....:::: دهه شصتی ها - نوستالژی ::.... - مطالب ابر دانلود

تعرفه تبلیغاتتعرفه تبلیغات

دانلودها،

تمنای وصال نام اولین آلبوم بلند عبدالحسین مختاباد

Capture
تمنای وصال نام اولین آلبوم بلند عبدالحسین مختاباد خواننده و ترانه‌سرای موسیقی سنتی ایرانی است که در سال ۱۳۷۰ توسط شرکت گلنوای هنر منتشر شد.در این آلبوم تمام آهنگ‌ها توسط عبدالحسین مختاباد ساخته شده است.وی اشعار آلبوم را از شاعران مطرح ایرانی مانند سعدی ،باباطاهر،شیخ بهایی انتخاب کرده است.مختاباد با این آلبوم و به ویژه تصنیف «تمنای وصال» توانست خود را در موسیقی ایرانی معرفی نماید.او در مصاحبه‌ای با رادیو جوان عنوان کرده بود که در ابتدا می‌خواسته ملودی این آهنگ را روی شعری از اقبال لاهوری اجرا کند؛ اما هنگامی که شعر «تا کی به تمنای تو وصال یگانه» از شیخ بهایی را دید نظرش تغییر کرد و این شعر را مناسبتر دید.


دانلود


برچسب ها : ، ، ، ،

ادامه مطلب

دانلودها،

نوستالژی لین‌چان و «جنگجویان کوهستان»
حدود 30 سال پیش، زمانی که تلویزیون دو شبکه بیشتر نداشت جمعه شب‌ها همه دور این جعبه جادویی حلقه می‌زدند و خودشان را با «جنگجویان کوهستان» سرگرم می‌کردند.
سریالی تاریخی و افسانه‌ای که 41 سال پیش با همکاری مشترک چین و ژاپن ساخته شد و در فرانسه، هلند، اسپانیا، آلمان غربی و کشور خودمان طرفداران بسیاری پیدا کرد. در این مطلب مروری داریم بر برخی شخصیت‌ها و عناصر خاطره‌انگیز این سریال. عناصری که مرور دوباره‌شان خاطره دوران کودکی و تلویزیون‌های سیاه و سفید و کرسی‌های قدیمی را در ذهن زنده می‌کند.

لین‌چان؛ یک جوانمرد بزن بهادر

مرد قوی هیکل و مبارزی بود که نمی‌خواست زیر بار ظلم برود. او رهبری گروه لیانگ‌شان‌پو را به عهده گرفته بود و بر همه نیروهایش مسلط بود. لین‌چان با آن موهای دم اسبی‌اش الگوی بسیاری از جوانان سه دهه پیش بود. مردم صفاتی چون جوانمردی، دلاوری، اقتدار و مهربانی را در لین‌چان می‌دیدند و به همین دلیل دوستش داشتند. لین‌چان این قدر بامعرفت بود که در سکانس پایانی هنگامی‌که می‌خواست در برابر کائوچیوی تشنه و در حال مرگ شمشیر بزند قبلش او را سیراب کرد. این افسر سابق گارد امپراتوری با این که حکم آزادی‌اش را دریافت کرده بود به خواست خودش زندانی شدن را انتخاب کرد. چون به قوانین امپراتوری پایبند بود و براساس آن قوانین باید مجازات می‌شد. لین‌چان در زمانی که مامور حکومت بود در برابر اعتراض مردمی‌سکوت می‌کرد و به متهمان اجازه فرار می‌داد.

کائوچیو؛ ضد قهرمان ظالم

کائوچیو که با ریش و سبیل کم پشتش از دیگران متمایز می‌شد، ضدقهرمان قصه بود. او نماد ظلم و شرارت بود و به‌عنوان حاکم و صدراعظم امپراتور مردم منطقه را اذیت می‌کرد. یکی از نقشه‌هایش این بود که امپراتوری را دور بزند و سلسله «کائوچیو» را تاسیس کند. به بهانه جنگ اموال مردم را مصادره می‌کرد و به خواسته‌های آنها اهمیتی نمی‌داد. تئوری‌اش در حکومت‌داری این بود که همیشه باید مردم را ترساند. در یکی از دیالوگ‌هایش می‌گفت: «مردمی‌که بترسند از قدرت اطاعت می‌کنند» بچه‌های بداخلاق و بی‌انضباط دهه 60 وقتی می‌خواستند حرکتی خرابکارانه را در مدرسه پایه‌ریزی کنند از معلم، ناظم و مبصر مورد نظر یک کائوچیو می‌ساختند و سپس یارگیری می‌کردند!

لیانگ‌شان‌پو؛ شهر هرت شورشی‌های ژاپنی

در کشور ما کسی اسم این منطقه را درست ادا نمی‌کرد و تلفظش چیزی شبیه به «لیان شامپو» بود! لیان شامپو در فرهنگ شفاهی ایرانیان یعنی جایی که هرکسی هرکاری دلش بخواهد می‌تواند انجام بدهد. شهر و منطقه بی‌قانونی که یک عده شورشی و معترض در آن جمع شده‌اند و هر لحظه برای خرابکاری آماده هستند. در فضای داستان سریال لیانگ‌شان‌پو منطقه‌ای بود که 108 معترض در آن جمع شده بودند. اطراف این شهر را مرداب فرا گرفته بود و ماموران حاکم امکان دسترسی به آن را نداشتند. به همین خاطر پناهگاهی امن برای فراریان و ناراضیان محسوب می‌شد.

راوی؛ آنها راه درازی در پیش داشتند

محمد خواجوی‌ها اجرای صدای راوی را به عهده داشت. راوی به سبک قصه‌های «یکی بود، یکی نبود» در ابتدا و انتهای هر قسمت سر و کله‌اش پیدا می‌شد و ماجراها را جمع‌بندی می‌کرد. راوی روی بعضی از نکات در همه قسمت‌ها تاکید می‌کرد. مثلا این جمله را زیاد از زبانش می‌شنیدیم: «108 ستاره‌ای که در سراسر چین پراکنده شده بودند به خروش برآمدند و سرانجام زنجیر سرنوشت آنها را به طرف لیانگ‌شان‌پو کشاند. او برای این که هیجان ماجرا را بیشتر کند در پایان هر قسمت می‌گفت «گروه لیانگ‌شان‌پو بتدریج شکل می‌گرفت و آنها تا گرد آمدن در مقصد موعود هنوز راه درازی در پیش داشتند.»

راوی بعضی وقت‌ها کلیشه خودش را می‌شکست و در میانه‌های قصه با گفته‌هایش مخاطبان را راهنمایی می‌کرد. مثلا در قسمت آخر سریال چندبار بین سریال صحبت کرد. یکی از جملاتش این بود: «گویی که شهر نفس‌های آخر را می‌کشد.»

هوسان یانگ؛ شیرزن شمشیرزن

«هوسانیان یک زنه، یک زن شمشیر زنه، بیچاره صورت آبی شده عین گلابی!» این شعر را همه بلد بودند اما اسم شاعرش را کسی نمی‌دانست! هوسان‌یانگ تنها عضو زن گروه لیانگ‌شان‌پو بود که بار عاطفی سریال را بیشتر می‌کرد. او چهره‌ای مردانه داشت و اصلی‌ترین هنرش این بود که می‌توانست با دو دست شمشیر بزند.

تینیو، تای سانگ پرنده، بهرام زند و دیگران

برخلاف بسیاری از آثار ایرانی که شخصیت‌های جذاب ندارند، شخصیت‌پردازی «جنگجویان کوهستان» این‌قدر حساب شده بود که آدم‌های فرعی هم کلی محبوبیت کسب کردند. تای‌سانگ شخصیتی بود که گام‌های بلندی داشت و می‌توانست چندصد کیلومتر را در یک ساعت بدود. به همین دلیل به او تای سانگ پرنده می‌گفتند. لوتای لیان نگهبان زندان حاکم بود اما به تدریج جذب گروه لین چان شد و وسط سرش را تراشید تا کسی او را نشناسد. شی چین ۹ اژدها از یاران وفادار لین چان بود که با خالکوبی‌های گل درشتش از دیگران متمایز می‌شد. تینیو هم از آن آدم‌های کندذهن و مهربان بود که یک کلاه آهنی دو شاخ داشت. او یک بار اعتراف کرد که متوجه حرف‌های پیچیده گروه نمی‌شود؛ اما دوست دارد که در کنارشان بماند. در کنار همه بازیگران و شخصیت‌ها حیف است که به هنرنمایی گروه صداپیشگی بهرام زند اشاره‌ای نکنیم. مینو غزنوی، ناصر ممدوح، منوچهر والی‌زاده، پرویز نارنجی‌ها و... با دوبله استادانه‌شان سهم بسزایی در موفقیت سریال جنگجویان کوهستان داشتند. (احسان رحیم‌زاده/ ضمیمه چمدان)

جهت دانلود تمام قسمت این سریال به ادامه مطلب مراجعه کنید !


برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ،

ادامه مطلب

دانلودها،

اندروید نوستالژی؛ دریچه ای به دوران کودکی
نوستالژی؛ دریچه ای به دوران کودکی

این  اپلیکیشن  شاید جذابیتی برای دهه هشتادی ها و حتی اواخر دهه هفتادی ها نداشته باشد.

اپلیکیشن “نوستالژی”، به تمام معنا نوستالژی خالص است. دوران کودکی برای هر نسلی با پیشرفت علم و تکنولوژی چهره ای متفاوت به خود می گیرد. دوران کودکی ما پر بود از کارتون هایی چون بابا لنگ دراز، فوتبالیست ها و ملوان زبل. هاچ به دنبال مادرش می گشت، لولک و بولک ماجراجویی های شان را دنبال می کردند و پت و مت هم مرتبا دست گل به آب می دادند.

2

مراحل بازی عمدتا با استفاده از موسیقی، تصاویر و چهره ها طراحی شده. برای مثال در مرحله ابتدایی بازی، آهنگ معروف فوتبالیست ها پخش می شود و شما باید حدس بزنید که چه چیزی برای شما پخش شده و نام آن را وارد کنید.

نوستالژی رایگان عرضه شده و توسعه دهندگان برای دسترسی به تمامی محتوای داخل بازی از شما مبلغی دریافت نمی کنند. اما اگر به جایی رسیدید که خاطرات تان را از یاد برده بودید و هیچ کس هم قادر به کمک کردن نبود، می توانید از پرداخت درون برنامه ای جهت خرید سکه استفاده کنید.

در هر صورت نوستالژی یک اپلیکیشن فوق العاده جذاب و دوست داشتنی است و می توان از آن به عنوان بهانه ای برای دور هم بودن یاد کرد. اگر بازی را تنهایی انجام دادید و لذت زیادی نبردید، قویا به شما پیشنهاد می کنیم که در یک جمع چند نفره، چند مرحله را آزمایش کنید تا به قدرت آن پی ببرید.

نوستالژی
  • نوستالژی
  • قیمت : رایگان
  • سازنده : استودیوی گزل
  • سیستم عامل : اندروید
  • حجم : 14.1 مگابایت


برچسب ها : ، ، ، ، ، ،

ادامه مطلب

دانلودها، متفرقه، نوستالژی، بازی ها،

سفری جذاب به خاطرات دوران کودکی + دانلود
با نصب بازی "کارتونه رو یادتونه" به دنیای شیرین و خاطره انگیز کودکی سفر کنید.به گزارش وبلاگ دهه شصتی ها ،در هیاهوی دنیای بزرگسالی و دغدغه های گوناگون جهان امروز،مرور خاطره های کودکی به ویژه کارتون هایی که به آن ها علاقه داشته ایم می تواند گزینه مناسبی برای به فراموشی سپردن مشکلات امروزی باشد.
د.
بازی نوستالژیک ذبازی ایرانی
و‌ اما برنامه نویسان گروه شگردها، دست به ابتکاری در این حوزه زده اند، یک برنامه ی اندرویدی ساده و شیک به نام «کارتونه رو یادته؟» ، با یاد آوری کارتون های کودکی، که در قالب یک بازی، فرایندی را پیش روی کاربر گذاشته است تا هم قوه ی حافظه ی خود را محک بزند و هم با ورود به دنیای کودکی، اندکی از کشمکش های اکنون خود را به فراموشی بسپارد.

دانلود بازی ایرانی اسم کارتون یادتونه؟

در این بازی، تصویری از یک کارتون نمایش داده می شود و کاربر باید نام کارتن را با توجه به جدولی از حروف، پر کند. این برنامه با دارا بودن مرحله  های مختلف، نام کارتون های قدیمی و جدید، و همچنین بعضی شخصیتهای اصلی این کارتون ها را مورد سوال قرار می دهد. با حل هر مرحله امتیازی به کاربر تعلق می گیرد که به او برای دریافت راهنمایی مراحل بعد، کمک می کند.

 • دانلود و مشخصات فایل


 • حجم: 13.7 مگابایت
 • نسخه: 3.1
 • اجرا در: اندروید 2 و بالاتر

برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ،

ادامه مطلب

دانلودها، نوستالژی، مدرسه، خاطرات وشعر، یادش به خیر، کاریکاتور و تبلیغات، لوازم التحریر،

دهه شصتی ها کلیک کنن !
ما دهه شصتی ها یک سری خاطره داریم که هیچ زمانی از شنیدنشان خسته نمی شویم و همیشه با این خاطره ها یک حس خوب به ما دست میی دهد.یادش بخیر زمان ما دهه شصتی ها نه قمپوز وجود داشت نه قپی! نه فخر فروشی بود و نه کتاب و دفترهای فانتزی و باربی و این جور چیزا... یک کتاب فارسی ساده داشتیم که کلی باهاش کیف می کردیم. کتابی که امروز در سایت قرار میدهیم شامل کلیه محتویات فارسی اول دبستان نسخه قدیم هست که قطعا هم سن و سال های ما نهایت لذت را خواهند برد…

دهه شصتی ها کلیک کنن!///کامل شود//کریمی

می دونید بهترین روز واسه ما ده شصتیا چه روزی بود؟ روزی که مشق نمی نوشتی و بعد فردا معلمت مشقات و نگاه نمی کرد…. بعضی روز ها هم که معلم نمی اومد بهمون می گفتن:"بی سرو صدا وسایلتونو جمع کنید با صف بیاید برید تو حیاط، معلمتون نیومده !!!"
اینم یه سری تصویر از کتابی که خیلی ها باهاش خاطره دارن 

دهه شصتی ها کلیک کنن!///کامل شود//کریمی

دهه شصتی ها کلیک کنن!///کامل شود//کریمی

دهه شصتی ها کلیک کنن!///کامل شود//کریمی


حالا اگه صفحات کامل این کتاب خواستین به لینک زیر مراجعه کنید


 • دانلود و مشخصات فایل

برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ،

ادامه مطلب

دانلودها، کارتون،

دانلود کارتون نوستالژی دهه 60 تیها بچه های مدسه والت

Capture

بچه‌های مدرسه والت یا مدرسه عشق: قصه دل یک انیمهٔ ژاپنی است که بر پایه رمان «Cuore, Libro per i Ragazzi» نوشته یکی از مشهورترین نویسندگان ایتالیایی بنام Edmondo De Amicis ساخته شد.این مجموعهٔ ۲۲ قسمتی در سال ۱۹۸۱ توسط کمپانی نیپون ساخته شد. جالب است که تم ایتالیایی موسیقی کارتون را یک موزیسین ژاپنی به نام یاسوشی آکوتاگاوا ساخته‌است.

این انیمیشن در ایران با نام بچه های مدسه والت در دهه ی شصت از شبکه دوم سیما پخش شد.

اوایل ماجرا است که معلم بچه‌های مدرسه تغییر می‌کند و آقای پربونی با آن عینک یک چشمی و خط‌ های پیشانی اش (با صدای مرحوم پرویز نارنجیها) که خیلی خشک و عصا قورت داده به نظر میرسد، به کلاس می آید. از موقعی که آقای پربونی شروع میکند و قصه های اندوهگین و عبرت دهنده اش را سر کلاس برای بچه ها تعریف میکند، همه از این رو به آن رو میشوند، جز فرانچی. اما آقای پربونی ولکن معامله نیست، او که با گفتن هر داستان، باعث میشود هر کدام از بچه ها به طریقی با قهرمان داستانش همذات پنداری کنند و به پهنای صورت اشک بریزند، آنقدر میان داستانهایش میگردد تا بالاخره یک قهرمان (ضدقهرمان؟!) مشابه فرانچی مییابد و او را به زانو درمیآورد. راوی داستانهای هر قسمت، انریکو است؛ یکی از بچهه ای خانواده دار و متشخص مدرسه که وقایع را در دفتر خاطراتش ثبت میکند و در واقع، نتیجه گیری اخلاقی پایان هر داستان، از زبان او است.

دانلود



برچسب ها : ، ، ، ، ،

ادامه مطلب

خاطرات وشعر،

خلاصه کتب ابتدایی

چیزی نمی تونم بگم ....

خوشا به حالت ای روستایی
چه شاد و خرم، چه با صفایی

در شهر ما نیست جز داد و فریاد
خوشا به حالت که هستی آزاد

در شهر ما نیست جز دود ماشین
دلم گرفته از آن و از این

ای کاش من هم پرنده بودم
با شادمانی، پر می گشودم

می رفتم از شهر به روستایی
آنجا که دارد آب و هوایی

زاغکی قالب پنیری دید / به دهن بر گرفت و زود پرید
بر درختی نشست در راهی / که از آن می گذشت روباهی
روبه پر فریب و حیلت ساز / رفت پای درخت و کرد آواز
گفت به‌به چه زیبایی / چه سری، چه دمی، عجب پایی
پر و بالت سیاه رنگ و قشنگ / نیست بالاتر از سیاهی، رنگ
گر خوش آواز بودی و خوش خوان / نبدی بهتر از تو در مرغان
زاغ می خواست که قارقار کند / تا که آوازش آشکار کند
طعمه افتاد چون دهان بگشود / روبهک جست و طعمه را بربود



برچسب ها : ، ، ، ،

ادامه مطلب